|
+ نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد1387 9:20 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
سر کلاس بود و بحث داغ فواید استفاده از موسیقی در زندگی + نوشته شده در دوشنبه 27 خرداد1387 11:20 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
چه آرامشی + نوشته شده در شنبه 25 خرداد1387 0:55 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
«بخش اول» «بخش دوم » ..... «بخش سوم » هر کس به راه خود رفت .... ..... + نوشته شده در پنجشنبه 23 خرداد1387 2:14 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
دنبال مکملت می گردی ...
پس دست به کار شو ... ولی .... چون دلت سفیده مواظب باش ... مکملت شیطون دل سیاه نشه ..... "خودت گفتی عجب مکمل های خوبی هستن سفید و سیاه " در اضافه : برداشت هامون رو رنگ دیگه ای بدیم زیبا تر می شه یا زشت تر ؟؟؟؟ به این می گن برداشت یا تحریف ؟؟؟؟ اینو بعد از خوندن یه وبلاگ نوشتم ... آخه خیلی زیبا تحریف کرده بود و من دیدم بقیه چه راحت تحریف و به عنوان یه برداشت تازه پذیرفته بودن .... + نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد1387 3:26 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
و خدا ....
و خدا ..... و خدا .... پی نوشت : امشب پر از شورم و هیجان اونم از نوع خوبش امشب و ثبت کردم تا یادم نره .... + نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1387 3:15 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
هنوزم کفشاش بوی رفتن داشت ... باز می خواست بره ... مثل همیشه .... ولی ... کفشاش بوی خاک نمی داد آخه هیچ وقت به جایی که می خواست نمی رسید .... + نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387 4:46 بعد از ظهر توسط دختر تنها |
چه ساده می شه در سادگی لغات لذت لحظه ها رو از بین برد .... فقط کافی اون عینک بدبینی رو هیچ وقت از چشمات بر نداری .... + نوشته شده در شنبه 18 خرداد1387 2:18 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
چه دلیل خوبی برای ترک یه نفر
...... " توی شبای تنهاییم هیچ نوری از تو پیدا نیست " .... قانع کننده است، نه ؟ ....... + نوشته شده در دوشنبه 13 خرداد1387 1:59 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
چه ترکیب ناجوری یه جسم جوون و سرزنده یه ذهن بیمار و خسته ......
+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387 2:27 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
نمی دونم برداشت اشتباه می کنیم ... + نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387 5:45 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
بازم حسابی تنهام امشب ..... + نوشته شده در پنجشنبه 9 خرداد1387 3:28 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
دست دختر کوچولوشو گرفت و بالاخره رفت پانوشت : اینو برا دلتنگی خودم اینجا نوشتم..... + نوشته شده در چهارشنبه 8 خرداد1387 1:57 بعد از ظهر توسط دختر تنها |
"نیچه" می گه : + نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387 1:55 بعد از ظهر توسط دختر تنها |
باید دورباره گردگیری کنم .... دلم خیلی وقته خاکستری شده .... حتما خاک گرفته و با گردگیری دوباره روشن می شه ... .... امیدوارم خاک گرفته باشه .... + نوشته شده در شنبه 4 خرداد1387 1:34 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
هوا بوی بارون می ده ولی از بارون خبری نیست ... مثل دنیا که بوی خدا می ده و خبری ازش نیست .... ...... برای کدوم گناه ها مجازات می شیم ؟ + نوشته شده در پنجشنبه 2 خرداد1387 0:42 قبل از ظهر توسط دختر تنها |
|