می دونی احترام به حقوق یعنی چی ؟؟؟؟
یعنی مترو تو هر ایستگاهی که دلش می خواد وای نسه و هیچ توضیحی هم بهت ندن ...
یعنی برای دومین هفته بازم ساعت ۱۰ به بعد تلفنت قطع شه و تو نگاش کنی و بخندی ....
یعنی برای دومین هفته اس ام اس ت قطع باشه و تو تلویزیون وزیر مخابرات از تحول حرف بزنه ....
.....
می دونی ۲۴ از ۴۰ می شه یعنی از هر ۳ تا ۲ تا .... پس چرا رابطه ها برعکس شده ؟؟؟
....
آهای ..... تو که ۲ از ۳ ی پس کجایی ... تو بپرس چرا وضع این طوریه ؟؟؟ آخه تو نه بیگانه ای ، نه اغتشاش گر ، نه از خارج خط می گیری ... فقط من موندم تو کجایی ؟؟؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388 8:18 بعد از ظهر توسط دختر تنها
|
دقت کردی ..
اگه یه روز صبح که می خوای ببینی هوا چطوریه بری رو بالکن ...
بعد تو بالکن همسایه روبرویی -که طرح سیمانی خونه خاکستریش کرده-
یکی رو ببینی که روبروت ایستاده با خودت می گی :
زن همسایه باز لباسا رو اول صبح پهن کرده رو طناب ... هنوز خیسه چون سنگینی آب رو می شه حس کرد .... باد تکونش نمی ده ....
اگه به روت لبخند بزنه ....
می گی : إإإإ زن همسایه باز عروسک دخترشو شسته ...
جالبه ... یادمون رفته همدیگه رو ببینیم ....
.....
گاهی بلندتر از ذهنای خاکستری باید رفت ....
+
نوشته شده در پنجشنبه 31 اردیبهشت1388 1:52 قبل از ظهر توسط دختر تنها
|
به بهانه اینکه فرصتش ایده آل نیست ...
تمامی فرصت هاش رو از بین بردن براش ....
توضیح : این بلایی که مادر یکی از دوستام سرش داره می یاره ....
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387 10:36 بعد از ظهر توسط دختر تنها
|
دیگر آموخته بود ....
قلبش را تنها برای خودش باز نگه دارد ....
+
نوشته شده در یکشنبه 4 اسفند1387 9:24 بعد از ظهر توسط دختر تنها
|
زانوهاش رو بغل کرده بود ....
سرش رو گرفته بود پایین ....
نمی خواست رفت و آمد بقیه رو ببینه ....
شاید اینطوری کمتر تنهایی خودش رو حس می کرد ....
توضیح : دقت کردی پاک کردن صورت مسئله همیشه راحت تره ....
+
نوشته شده در سه شنبه 15 بهمن1387 0:16 قبل از ظهر توسط دختر تنها
|
هر سال دلیل تازه تری پیدا می کرد ...
ولی....
دلیل اصلی هیچ وقت تو یافته هاش نبود ....
توضیح: این روزا کم کربلا نداریم ، کاش حسین رو هم داشتیم .....
بازم توضیح : خیلی از بهانه گفتم ولی این روزا بد به چشم می زنه .....
یه توضیح دیگه : همه ی وبلاگا یه جورایی رنگ محرم گرفته ، ولی کاش کاری کنیم که محرم ،کربلا، حسین(ع) تنها نامی بر صفحه های وبلاگمان نباشد .....
یه بار دیگه چون یادم نره : مقصود تویی کعبه و بت خانه بهانه اس ...
+
نوشته شده در سه شنبه 10 دی1387 11:59 بعد از ظهر توسط دختر تنها
|
باز هوا تاریک شده بود ...
حکومت نظامی شده بود براش ....
آخه دیگه امنیت نداشت ....
+
نوشته شده در دوشنبه 13 آبان1387 9:53 بعد از ظهر توسط دختر تنها
|
همیشه متفاوت بودن که بهترین بودن نیست ...
حتی بهتر بودن هم نیست ....
اصلا ممکنه خوب هم نباشه ....
جسارت ؟ برتری ؟ تفاوت ؟ یا ....
توضیح : فیلم دعوت رو امروز دیدم "متفاوت ترین ساخته؟؟؟"
+
نوشته شده در سه شنبه 23 مهر1387 11:48 بعد از ظهر توسط دختر تنها
|
باز مجبور شدم قالب وبلاگ رو عوض کنم
خوشم می یاد بلدیم به هم احترام بذاریم
طراح قالب ارجمند با کمال احترام بدون اجازه به بالای وبلاگ تبلیغ اضافه کرده بود
نمی دونم
به چه قیمت ؟؟؟
+
نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387 2:22 قبل از ظهر توسط دختر تنها
|
می شه به یه درخت دخیل بست ....
می شه به دعایی که سر چهارراه گرفتی امید بست ....
می شه غذای نذری رو بین همه همسایه ها پخش کرد ولی به اون بچه ای که اومده دم در پشت چشم نازک کرد ....
می شه مسجدی از طلا ساخت و بنای پیر با دست خالی بره خونه....
می شه تمام کلیسا رو نقاشی کشید و دربون دم در این ماه هم نتونه بره شهرش ....
می شه آتشگاه رو با نقره و شیشه تزیین کرد و باغبون پیر باغ از پا درد شب نخوابه ....
یادش رفته بود :
"مقصود تویی، کعبه و بت خانه بهانه ... "
چقدر بهانه هاش زیاد شده بود ...
اینقدر که مقصود رو به بهانه فروخته بود ....
بهانه جای مقصود رو گرفته ....
حالا دیگه بهانه، مقصود بود ...
+
نوشته شده در شنبه 2 شهریور1387 1:2 قبل از ظهر توسط دختر تنها
|