دیروز :
برنامه ای داشت ... پیش می رفت ... رشد می کرد...
امروز :
برنامه ای برای کشتن وقتش دادن دستش ...
فکر می کنه برنامه داره ....فکر می کنه پیش می ره و رشد می کنه ....
فردا :
بوی آب مرداب رو می گیره ....
چطور اون که پیش می رفت سکون رو نمی شناخت ؟؟؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387 10:57 بعد از ظهر توسط دختر تنها
|