تبليغاتX
حرف هایی از سر تنهایی - عجب روزگاری ....

حرف هایی از سر تنهایی

بعد از مدت ها امروز داشتم روزنامه رو ورق می زدم ...
نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت ... خیلی بده آدم از اشتباهات آشکار خوشحال بشه ...
می دونی چه موضوعاتی رو خوندم ؟؟؟

اینکه تا ارتفاع ۳۰۰۰ متری دماوند رو می خوان برای گوسفندا آسفالت کنن (آخه آخره این مسیر فقط یه گوسفند سراس) فکر کن دفعه دیگه که بخوان برای صعود برن و ببینن بعد از طی ۳۰۰۰ متر کنار کوه یه گروه با ماشین اومدن کلی آشغال ریختن ، صدای بلند آهنگ ضبطشون پخش می شه ، اجاق روشن کردن و دارن جوجه کباب می خورن ... فکر می کنی دوباره بیان ؟؟؟
"واقعا این میراث فرهنگی گل کاشت" ..... این جمله مستقیم مدیر محیط زیست تهرانه

خوب این خبر یه ذره قدیمی بود چند وقتی بود صداش می اومد ولی خوب یه سری ارتباطا خیلی خنده داره ، این طرح توی سفر استانی تایید شده بود ، بعدشم مدیر سازمان میراث فرهنگی جناب مشایی اینو تایید کرده ...

همونی که خبر معاونت ریاست جمهوریش حتی طرفدارای دولت رو انگشت به دهان کرد ... یادتونه این چند ساله عجب بلوایی به پا شده بود سره هنرمندی همین آقای مشایی ؟؟؟ حتما یادتونه مگه یادش می ره آدم ....

تو چی می گی ؟؟؟ باید خوشحال باشیم ؟؟؟ آخه یه خرابه رو بعد از ۴ سال بهمون برگردونن خوشحالی داره ؟؟؟ چیه چون اونایی که حمایت می کردن می فهمن ساده بودن این خوشحال داره ؟؟؟

نمی دونم ... هنوز نمی دونم خوشحالم یا نه ....


توضیح : این مدت نمی دونم چرا دیگه نمی شه رو متنای دیگه تمرکز کرد ...
یه موضوع جدید برای این مدل پستام باز کردم "نظر شخصی من به این روزا" ... این پستا رو اگه نخونی اصلا ناراحت نمی شم ....
یادم رفت بگم ... اینا فقط دو تا از موضوعاتی بود که خوندم و گفتم ... بازم بود .... شاید بهتر باشه روزنامه رو فعلا ورق نزنم ... شاید این کما زودتر تموم شه ...

+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388 7:0 بعد از ظهر توسط دختر تنها |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

دفترم رو به هیچ کس نمی دادم که بخونه ... الانم نمی دم ..... شاید برای اینکه کسی یه روز اتفاقی اونا رو نخونه مجازیش کردم که فقط خودم ازشون خبر داشته باشم ....

پس اگه دوست نداری هیچ اجباری به خوندن نیست ..... خوشحالم می کنی اگه بخونی
ولی خوب خوشحالی منم زیاد مهم نیست .... پس راحت باش ....

یه چیزی : دخترتنها نه افسردس نه ناامید بلکه لحظه هایی داره که تنهاس و هر لحظه ش رو دوست داره ، چون کلا از زندگی لذت می بره ... اینو گفتم چون خیلی ها برداشت اشتباهی دارن


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

آذر 1388

آبان 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387


آرشیو موضوعی

دلتنگی ها
روز نوشته ها
این دور و برا
نظر شخصی من به این روزا


پیوندها

ذهن زیبا
spotlight (ترانه علیدوستی)
وب نوشته های حسین پاکدل
گاه نوشت محمد نوری زاد
فاطمه ابتکار
رونوشت بدون اصل
افکار مخفی
پاهاي بوگندو!
دنیای سایت
Freedom
هزار و هفت شب
شاد افسرده
eYe SHoT
کلبه عشق
خانه تنهایی های یک آدمک
دلی به وسعت باران
اسیر زندان دنیای نامردان
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin